پیسسسسسسسسسسسس...
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 3:23
فاضل هم خوب میدانست...حوصله ی شرح نیست!ترجمه...؟بیخیالمگر نگاه هم ترجمه میشود؟پن'دار؟بله! قلم دارم! مینویسم!!!!بخوان و برو...بیشتر ناقابل فهم اند...اماتفکر کردن خر نیست!مرگ واره های مردی دردمند...یا حتیمردواره های دردی مرگمند...یا حتی هفت حالت دیگرشمهممردمرگو درد است...مرد چون بیوگرافی من است!مرگ چو
الهم عجل؟
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 14:44
ظهور با دعا رخ نمیدهد! هر زمان توانستیم به جای منفعت شخصی منفعت عموم را ، پیگیر باشیم... آن زمان اتفاقی میافتد... الهم عجل لولیک...؟ پ.ن: دعا هم مفید است... اما جای عمل را نگیرد!
داد نامه!
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 14:44
فکر میکنم که صراحت در بیان ممیز منافق است از خودی چنان که علی... چنان که حسین... و برخی مواقع نیاز! آنها مخالف انتقادند... چون روشنگریست... چراقی در شب است که میشناساند آنچه را که به خوردمان میدهند! خرمای کرم خورده... فرجام برجام... بیست سی مار در آستین... و... میثم... تمار گونه برملاشان کرد!
بهشتی پر! دیالمه پر! حزب جمهوری...
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 14:44
گفته بودم! پریدن عقاب از لانه زیباست! و گفته بود! باید بپرد هر که در این پهنه "عقاب" است! به تاریخ هفتم تیر ماه سنه یک هزار و اندی! اصلا سنه و ماه و اینهاش مهم نیست! حتی روزش هم… شاید البته! هفت… هفتمین روز… هفتاد و چند نفر… کربلای هفت! و دنیا پر نیست از عقاب پریدن ها! عقاب زمانی که میپرد اوج میگی
اعتراف قبل از هنرنمایی!
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 14:44
کشتن… چه فعل زیباییست! حتی رها کردن… گم کردن… به آن زیبایی نیست! چرا زیباست؟ چون در دید مادی هیچ زمان باز نمیگردد! آه یادم رفت! آری در دنیای مادی کشتن چه زیباست! به نظر من اگر از کسی ، چیزی بدمان بیاید… کشتنش بهترین راه است! فوقش بعدا گیر میافتیم! ولی کشتنش لذتش بخش است! مثلا حسی که در دل دار
رابطه بین والیبال و ظهور!
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 17:06
ذهنم بیمار گشته! هر چیز را #جوری مینگرد! نه آن جوری! که یک جوری! مثلا وسط #والیبال در مورد #جامعه_شناسی_شرق! یا وسط فوتبال درمورد #تکلیف و #نتیجه! و از این قبیل #پرش ها… دوست دارم بنویسمشان! کمی شبیه به آدمیزاد شاید نباشد! ولی هست دیگر… بچه هایم هستند! داشتم والیبال بازی میکردم در تیممان یکی از ر
فروختن!
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 17:06
فاضل هم خوب میدانست...حوصله ی شرح نیست!ترجمه...؟بیخیالمگر نگاه هم ترجمه میشود؟پن'دار؟بله! قلم دارم! مینویسم!!!!بخوان و برو...بیشتر ناقابل فهم اند...اماتفکر کردن خر نیست!مرگ واره های مردی دردمند...یا حتیمردواره های دردی مرگمند...یا حتی هفت حالت دیگرشمهممردمرگو درد است...مرد چون بیوگرافی من است!مرگ چو
جوری!
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 7:00
بچه بودم… به مادرم میگفتم که یک جوری ام! مادرم خیال میکرد بهانه میآورم… اما راستش را بخواهید… نمیدانستم چه جوری.. اما یک جوری بودم… حال هم انگار… نه! نه انگار! چون بچگی هایم نیستم ولی یک جوری ام… آخر جورم با جور بچگی ها فرق میکند! که اگر نمیکرد ، دیگر یک جوری نبودم! فکرم مغشوش و منقوش و مشطط و اینه
شب را قدر بدانیم... قدر را شب بمانیم!
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:56
امشب... در های بهشت زده شد و رمز "فزت و رب الکعبه" نواخته شد... میتوانیم پشت اماممان وارد شویم؟ دعا... رمز ورود است... و ضجه... گریه... ندبه... صدای زنگش! امشب ، شب خیز گرفتن برای پرش است... حرکت اول بال گشودن است حرکت دوم سر بالا گرفتن است حرکت سوم دویدن است... رمز کار جنون است! مجنون شو! جنون انسا...
دل تنگی!
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:56
دلم تنگ است... تنگ که؟ تنگ چه؟ کجا؟ کی؟ نمیدانم شاید! ولی تنگ است.. اصولا میدانید و میدانم که مثل آدمیزاد نمیتوانم بنویسم! تنگی دل را به سنگی سر... یا سنگی سر را به تنگی دل... پیشنهاد میکنم که از این متن بگذرید! آخر هم شب قدر است... هم شب جمعه... هم شب... هم زیر هوای آزاد هم مسجد... هم امام...
فیلمی تازه منتشر شده از گربک هایمان
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:56
فاضل هم خوب میدانست...حوصله ی شرح نیست!ترجمه...؟بیخیالمگر نگاه هم ترجمه میشود؟پن'دار؟بله! قلم دارم! مینویسم!!!!بخوان و برو...بیشتر ناقابل فهم اند...اماتفکر کردن خر نیست!مرگ واره های مردی دردمند...یا حتیمردواره های دردی مرگمند...یا حتی هفت حالت دیگرشمهممردمرگو درد است...مرد چون بیوگرافی من است!مرگ چو
دنیا محل گذر است! عدو شود سبب خیر...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 13:06
میتوان گفت چند نفر لباس شهادت اندازهشان شده بود... باید پر میکشیدند... عدو شود سبب خیر... پ.ن: نگاهمان را به شهدات ، جنگ ، مرگ تغییر دهیم! این سخن بررسی حکمت است و باعث رفع تکلیف (برقراری امنیت) نمیشود! فرق است بین تکلیف و تقدیر!
خون هایی که فقط خون نیستند!
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 13:06
ای کاش فردا خون هایی که بر در مجلس ، روی زمین ریخته شده را پاک نکنند! آخر هر چیز که از زمین پاک شود کم کم از خاطر هم میرود البته برای آنان که ظاهر بینند! کمی خون روی زمین میتواند #امید دهد #انگیزه دهد #بیم دهد که در آنطرف گریبانتان را میگیرد کسی! و مهم تر از همه بگوید که ما حافظ #شخص نیستیم بلکه حاف...
باید بدود... باید!
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 13:06
بله... نامش را...؟ نمیدانم! لقبش را چرا! میدانم خیلی چیز ها به او میگویند #ساندیس_خور #امنیتی #گونی #متحجر #امل #وغیره! اما امروز باید میدوید تا آنان که به او ناسزا میگویند راحت بخوابند... شغلش معلوم است شغلش خوردن است... فقط میخورد! زمان جنگ #گلوله! زمان فتنه #خون_دل! و زمان امنیت #فحش و #ناسزا!
مهتاب خورشیدیست که خورشید نیست!
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 13:06
من تو را مهتاب میبینم نه خورشید! که خورشید آن است که نتوان دیدش! و تو همه از اویی و او همه تویی! نور فی المثال کالوجود است… و اگر خیره به خورشید شوی اگر بتوانی بشوی… خورشید را نمیبینی! بل حجمی از نور را نگاه میکنی… و دنیا پر است از این حجمْ دیدن ها… به خدا مینگری… محمد(صلواة الله علیه) را میبینی!
قالب نامه!!!
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 5:36
قطره ای چکید...و نزدیکتر شدیم...به زمین!به آسمان!قطره ای کخ پژمرد...چون خود گل هم پر کشید!پرید... رفت!پن'دار؟بله! قلم دارم! مینویسم!!!!بخوان و برو...بیشتر ناقابل فهم اند...اماتفکر کردن خر نیست!مرگ واره های مردی دردمند...یا حتیمردواره های دردی مرگمند...یا حتی هفت حالت دیگرشمهممردمرگو درد است...مرد چو
هلمز نابغه! یا سرگرمی؟
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 5:36
دیدم! شرلوک هلمز را میگویم… با این چند قسمت ، میشود ۱۳ قسمت… خوب! شروعش را نمیدانم یادم نیست! منتها روالش برای بچه های چند ساله خوب بود… حتی برای بزرگتر های چند ساله هم! درست که یک آتئیست بود… درست که نابهنجار بود… یک روان پریش منزوی با قدرت تحلیل بالا درست مثل یک اتاق فکر شلوغ ولی مرتب! مطمئنا اگر
امام روح الله...
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 5:36
پرید… امام هم پرید پرواز کرد… در اوج… روی قله دو بال عبای خود را باز کرد و ناگهان! عبا روی زمین افتاد… برخی میگویند که رفتن امام مصیبت بود… اما مگر امام رفت؟ مگر امام ، اینجا… لابلا ی کتاب ها… در قفسه ی کتاب نیست؟! پس چرا از پریدن امام ناراحتیم؟ که با دلی آرام رفت؟ دلش آرام بود و قلبش مطمئن چون
بالا میگذارمش تا هر بار بخوانید و دمی رویش بفکرید!
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 5:36
قطره ای چکید...و نزدیکتر شدیم...به زمین!به آسمان!قطره ای کخ پژمرد...چون خود گل هم پر کشید!پرید... رفت!پن'دار؟بله! قلم دارم! مینویسم!!!!بخوان و برو...بیشتر ناقابل فهم اند...اماتفکر کردن خر نیست!مرگ واره های مردی دردمند...یا حتیمردواره های دردی مرگمند...یا حتی هفت حالت دیگرشمهممردمرگو درد است...مرد چو
امام پری... نه نه! چرا باید بپرد؟
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 5:36
امروز گذشت… امروز ها میگذرد… امام… قبول کنید سخت است! منی که او را ندیدم دارم در فراقش مینالم! آن که اورا دید باید چه کند؟ امام باید میپرید از شواهد و قرائن پیداست.. از دردی که چندسال قبل داشت و چند سالی قطع شد و دوباره ظاهر گشت مشخص است امام باید میرفت… همیشه یکی از بزرگترین سختی های یک نظام ا