منتظر نمانیم! منتظر برویم! - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 0:11
یعقوب نبی (علیه و علی نبینا آلاف تحیة و الثنا) منتظر بود... اما زمانی به وصال رسید که رفت! تا آن دم که در کلبه ی احزان نشست یوسفش را ندید... حرکت لازمه ی وصال است! و سکون ، کفر میآورد...
سید جان! پرواز چه زیباست! - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 0:11
امروز پرید! امروز پوتینش را پوشید... امروز فکه را مال خود کرده بود و مکه را مال دیگران... آمده بود... نبودم... رفته بود! شاید... شاید دیدارمان به قیامت شده باشد! خدا را چه دیدی... اما مطمئنم که هر روز صبح میآید... می نشیند بالای سر تک تک ما و اینکه نمیبینیمش برای این است که ما خوابیم… نیستیم… نه ا
عشق اول! - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 0:11
دیالوگ فیلم بادیگار... سحر: من فقط اینو میدونم که نه میخوام و نه میتونم مثل مادرت باشم میثم: میرسونمت سحر: نمیخوای قهوت رو تموم کنی؟ میثم: نه ، دلم برای مادرم تنگ شده! پ.ن: هیچ عشقی ، عشق اول نمیشه مخصوصا که اولین کسی هم باشه که دیدیمش! پ.ن: شهادت ، یعنی قطععلقه هم برای آنکه م
بیمه جون یا اسماعیل... قیدار، قیدار است! - تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 0:11
و خود مدارا کن با آنکه صفتش مدارا بود! : مهندس و کارگر آلمانی چه میداند هیات امام حسین و بیمه ی ابوالفضل و بیمهی جون و دستِ باوضو یعنی چه. ماشینهام را صفر میفرستم پیش درویش مکانیک، تا پیچشان را بازکند و دوباره باوضو ببندد، با نفس حقش سفت کند پیچها را از سر… از کارخانه ی آلمانیش بپرسی هیچ خاصیت
شرمندگی... - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 5:32
متاسفانه علاوه بر شعور شهادت ، لیاقتش رو هم نداشتیم الحاصل اینکه هنوز #زنده نگشته ایم! لهذا سلام علیکم...
ذکر موثر! - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 5:32
بعد از (الکی مثلا) کلی دعا و مناجات ذکری که گرفتم این شد: الهم تاب تاب عباسی... شاید بعد ها نوشتم که چگونه این ذکر موثر استخراج شد...
نوشتنمان نمیآید! - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 5:32
شرمنده! خشکیده! چشمه را میگویم! خزئبل پرانمان خراب گشته... لذا تقاضا میگردد که... حتا تقاضایی هم نمیگردد! نمی آید دیگر! جالب است! همین نمیآید ، میآید! که همان بهتر که نمیآمد... فعلا... شاید لختی دیگر آمد! تا آمدنش ، نمیآیم! یعنی نمیآید! چه میگویم؟ یاعلی!
ثروتمند یا لذتمند؟ - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 19:56
برای لذت بردن... نیاز به تحصیل است و تحصیل حاصل محال… دریغا که در دارایی دنبال لذتیم و لذت را ندار ها میچشند هرچه ندار تر ، لذتمند تر! پ.ن: توی حیاط کت رپی دوشم بود و هوا سرد… به محض اینکه پوشیدمش یادم افتاد چقدر نیا لذت مند است! پ.ن: بفهمیم لیلا نیاز داریم! پ.ن: راستی! عیدتون مبارک! هرچند هر لحظه ن...
برویم که برویم! - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 21:17
بسم النور... بالاخره هر آمدنی رفتنی را در پیش دارد... و باید رفت! حرکت لازمه ی بقاست... و دنیا... ته دار... پس باید حجاب این « ته دار ها» را درید! پس روزی تمام میشود این «لَهوٌ وَ لَعِبٌ» ها... حلال بفرمایید این نویسنده ی ناشی ماشی را... راهی را در پیش داریم... چند صباحی نیستیم... یا ده روز دیگر
دور تر! - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 21:17
و دنیا... معرکه ای شده... برای پرتاب حواس... و حواس آماده تا پرت شوند به دور تر از آنچه که دور پنداری... و دنیا معرکه ای شده برای بازگرداندنت به آنجا که حواست را گذاشته و خود را پرت کرده ای به دور تر از آنچه که دور پنداری... به نزدیکتر از آنچه که نزدیک پنداری... پنداری؟ . . . پ.ن: در راه اهواز...
لند آف آپورچونینیز... - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:46
#لند_آف_اپورچونیتیز مشکل از آنجایی شروع شد که… عکس های دسته جمعی جای خود را به سلفی داد! یاد گرفتیم #فقط خود را ببینیم! پ.ن: دید کلی داشته باشیم... کل را فدای جزء نکنیم که جزء را هم فدا کرده ایم! ب.ن: لند آف آپورچونیتیز لهجه ی ایرانی همان استعمال معروف لند آو آپورچونیتیز آمریکایی است! باشد که قدری ا...
خستگی! - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:46
از این وضع خسته شده ام! چه در این صفحه... چه در صفحات دیگر چه بیرون از این دفتر مجازی! اینجا... من نوشتم... شما نخواندید... باید تغییری بدهم! مثلا... شما بنویسید... من نمیخوانم... یا حتا من نمینویسنم... شما بخوانید! این جالب تر شد... یالیلا!
سر به دریا... - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:46
گیر کرده ام بین یک مشت الفاظ زخمت و سنگین… و ذهنم خسته تر از همیشه… افکارم نیاز به آغوشی دارد تا در تلاطم امواج... کمی به آب بزند… آنقدر عمیق که دلم هم دریایی شود… دلم هم به آب بخورد! کجایی لیلی؟ جنون به تنهایی مجنون را نمیکشد! نگاهت نیاز است! نفس های آخر افکارم است!
جرت و پرت! - تاریخ: 1395/12/14 ساعت: 6:12
نشسته ام به تماشای رفتنت... برو دیگر... تا به کارهایم برسم مثلا انتظار بازگشتت!
بازی با عدالت! - تاریخ: 1395/12/14 ساعت: 6:12
نمینویسم که قشنگ باشد مینویسم که باشد! باشد! گشتی در صفحات مجازی میزدم مطلبی جالب ذهنم را درگیر کرد! آنطرفی ها #نجومی_بگیران را مواخذه میکردند آنطرف تری ها #لاریجانی را.. حرف هر دو طرف یک چیز بود.. سر اینکه انقلاب برای مردم کوخ نشین بود ولی عده ای کاخ نشین سر سفره انقلاب نشسته اند! کاری به بحث های س...
لب پَُر - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 2:43
پیمانه که لب پَُر شد هر چه #سرریز شود ناقابل فهم میشود.... و چه شیرین است این ناقابل فهم ها
برخی رفاقات... - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 2:43
برخی رفاقات هرچه نزدیکتر میشوند... به فروپاشی نیز...
ققنوس ها در آتش نمیمیرند! - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 2:43
آتش را #نشاندند و خود #پریدند! آتشنشینان! تولدتان مبارک... پ.ن: ققنوس ها در آتش نمیمیرند! در آتش بزرگ میشوند!
و اوست انتهای آرزوها... - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 2:43
گذشتن از #من و رسیدن به #تو مقدمه ایست برای وصال #او! و اوست انتهای آرزوها... آرامش در او خلاصه میگردد! آرامشی توام با جنون... مرحله ی آخر... یالیلا!
منِاو... - تاریخ: 1395/11/24 ساعت: 2:43
به تو میگویند که #من_او چیست؟ و تو چه میدانی که #من_او چیست؟ حکما دنیاییست فرای زندمانی من و تو... که فاصله اش به قاعده ی #سر توست تا #قلبات... و این رازیست که من را او میکند... و او را تو! #یا_علی_مددی! #یا_مهتاب؟ نه! #یا_خورشید! پ.ن: این کتاب برای دارندگان #عقل_معاش توصیه نمیشود! پ.ن: بگذر و بگو.....

برچسب‌های مرتبط

شرک در عمل | شرک عملی | شرک عملی و نظری | شرک عملی چیست | شرك عملي | ۷ آبان | ۷ آبان روز پدر | ۷ آبان کوروش | روز ۷ آبان | شرم نامه